رشد فیزیک

فیزیک و آموزش فیزیک

آموزش فیزیک ؛ بهانه ای برای نوشتن

آموزش فیزیک ؛ بهانه ای برای نوشتن

 

سال هاست که رویکرد غالب در آموزش فیزیک در کشورمان  در همه ی سطوح از مدرسه تا دانشگاه ، رویکرد انتقالی است. در این رویکرد معلم مرکز و عامل اصلی یادگیری دانش آموزان است و بدون درگیر کردن جدی دانش آموزان در فرآیند آموزش ، به طور مستقیم همه ی مفاهیم از ابتدا تا انتها به صورت یک فراورده ی نهایی در اختیار آنها قرار می گیرد. در رویکرد انتقالی ، دانش آموزان کاملا منفعل اند و معمولا با نوشتن مطالبی ( یا به اصطلاح جزوه برداری ) از صحبت ها و یادداشت های معلم ، در فرایند آموزش سهیم می شوند. ثقل نگاه و توجه در این رویکرد ، اهمیت صرف به دانش ، و ارائه و انتقال محتوای آن  است و کمترین توجه به تقویت و پرورش مهارت ها و توانایی ها و همچنین ارتقای نگرش دانش آموزان می شود. از آنجا که هم معلم و هم دانش آموز با این روش مانوس و از آن آگاهی دارند ، انتقال دانش - بدون توجه به این که درک عمیقی صورت می گیرد یا نه - به سهولت صورت می گیرد.

 

رویکرد انتقالی را ، اما ، می توان بر گرفته ازرویکرد کلی تری دانست که سرشت و خمیرمایه ی تمام اجزای نظام آموزشی ما را تشکیل می دهد و آن رویکرد دنبال من بیا  follow meاست. در رویکرد دنبال من بیا ، در نهایت آنچه باید تایید و نتیجه شود که از پیش تائید شده است!

 

در شرایطی که هر روز دنیا پرحجم تر و فربه تر می شود و لوازم و مهارت های تعامل و مواجه با دستاوردها و چالش های آن به سرعت نو می شود و نظام های آموزشی همواره در جستجوی بهترین روش ها برای آماده سازی دانش آموزان خود برای استفاده ی بهتر از مواهب دنیای امروز هستند  بدون شک بزرگترین چالشی که نظام آموزشی ما از آن رنج می برد تفکر غالبی است که ریشه در همین رویکرد دنبال من بیا دارد. حال در چنین تفکر غالبی ، صحبت از رویکردها ی دیگری  همچون  رویکرد تعاملی- بدون توجه به لوازم مورد نیاز آن - بسان یک طنز می ماند. چرا که در رویکرد تعاملی که دانش آموز و فعالیت های او مرکز و محور فرایند یادگیری است هیچ حد و مرزی برای بروز خلاقیت و و پرسش های او وجود ندارد.

 

  
نویسنده : روح اله خلیلی بروجنی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱٩
تگ ها :