رشد فیزیک

فیزیک و آموزش فیزیک

مرا می بینی و

 

    مرا می بینی و  هر دم  زیادت می کنی دردم     ترامی بینم  و میلم زیادت می شود  هر دم

    بسامانم نمی پرسی نمی دانم چه سر داری     به درمانم نمی کوشی نمیدانی مگر  دردم

برخی خوانندگان عزیز با ایمیل های خود بنده را نواخته اند و از کم کاری من در نوشتن یادداشت های چند روز یک بار گلایه کرده اند . آنچه این عزیزان گفته اند واقعیتی است که من نیز بیش از همه به آن اذغان دارم و از هدف های اولیه ی من از شکل گیری این وبلاگ نیز فاصله دارد.هر چند تا موضوعی برای خود من به اندازه ی کافی جذابیت نداشته باشد از درج آن امتناع می کنم ولی در خصوص یادداشت های اندک چند ماه اخیر راستش  باید عرض کنم که بیش از یک ماه است که در گیر کمر دردی شده ام که به پای راستم کشیده شده است که یارای نشستن را ازمن گرفته است به طوری که سه هفته ی اخیر را در خانه در حال استرحت نزدیک به مطلق بوده ام و الان که در حال نوشتن این یادداشت هستم به لطف خدا اندکی بهبودی یافته ام(البته برخی از دوستان مطلع از شرایط  به شوخی گفته اند تا تو باشی که دیگر بر روی آن تخته ی میخی دراز نکشی - معطوف به تصویر یادداشت پیشین).

از سوی دیگر تا دوازدهم سیزدهم شهریور ماه خود را باید برای رفتن به سومین سمینار گروه جهانی پژوهش بر روی آموزش فیزیک آماده کنم که مقاله ی من با عنوان Using Historical Monuments For Informal Teaching-Learning Physics جهت ارائه در آن پذیرفته شده است . این مقاله متناسب با هدف های سمینار که در واقع یافتن راه هایی برای زدن پلی بین درک رسمی فیزیک و فهم همگانی آن است انتخاب و تهیه شد. هر چند عنوان سمینار امسال نیز در راستای همان هدف های سال جهانی فیزیک است که در نظر دارد با کشاندن فیزیک به متن جامعه فرصتی را فراهم سازد تا همگان با کاربرد این این علم در زندگی روزمره از یک سو و زیبایی های نهفته در آن از سوی دیگر آشنا شوند.

  
نویسنده : روح اله خلیلی بروجنی ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٢٧
تگ ها :